بین عذرا و کرم فقط عشق وجود داشت ، این از همه چیز براشون مهمتر بود و لی عشقِ بدون پول به چه دردی میخوره؟؟!! مثله دیوونه عاشق همدیگه بودن . تو یکی از باشگاه های ورزشی با هم آشنا شدن و دیگه از هم جدا نشدن. عذرا به زور به خانواده خودش می رسید و کرم همه مدتهاست که دنبال یه کاره خوب می گشت عذرا و کرم به زندگی خود ادامه میدادن تا اینکه دختری به نام شبنم وارد زندگیشون شد با وارد شدن شبنم همه چیز ..
- زبان: ترکی

