خلاصه داستان: در حین اشغال ایزمیر توسط یونانیان ، یک سرباز ترکی شروع به کار برای دشمن می کند. اما او واقعاً در کنار دشمن نیست. او باید این راز را با هزینه از دست دادن خانواده خود نگه دارد.
خلاصه داستان: داستان درباره خانوادهای بزرگ و پر از شخصیتهای متفاوت است که هرکدام دغدغهها و
ماجراهای مخصوص خود را دارند. اتفاقات بامزه، چالشهای خانوادگی، اختلافات خندهدار،
عشق، حسادت و صمیمیت، بخش اصلی روایت را تشکیل میدهد.
خلاصه داستان: یه وکیلی بود به اسم نهیر که برای بزرگ کردن بچههاش یه مدت کارشو کنار میذاره. زندگی و ازدواجش هم ظاهراً همهچی خوب و آروم پیش میرفت، تا اینکه یهو شوهرش، سردار، بدون هیچ توضیحی غیبش میزنه و همهچی رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: کارسو ، که به همسرش خیانت کرد ، به همراه سه فرزند خود به خانه مادر تبعید شده خود باز می گردد و سعی می کند هنگام ایجاد زندگی جدید ، رابطه مادر و دختر خود را بهبود ببخشد.
خلاصه داستان: سه پسر حکیم و سنیها سربتلی اوغلو از خانواده های سرشناس بورسا برای تحصیلات دانشگاهی به استانبول فرستاده شدند و زندگی ای را که انتظارش را نداشتند سپری کردند. پسر وسط آنها مورات یک معتاد به کوپن است که شرط بندی می کند ...
خلاصه داستان: یاسمین همراه با برادر 9 ساله اش مورات در یتیم خانه بزرگ شد. یاسمین که در سنین پایین مجبور به ترک یتیم خانه شد، در رشته حقوق تحصیل کرد و در یک شرکت سازمانی مشغول به کار شد. او می خواهد حضانت را دریافت کند ...