خلاصه داستان: ملیک در مورد کار، خانه و نامزدش مهمت به خانواده اش در آلمان دروغ می گوید. مهمت یک پزشک و نامزد رئیسش ایکنور است. وقتی خانوادهاش به استانبول میآیند، او از مهمت باجگیری میکند تا با برنامههایش برای افشا نشدن او همراهی کند...
خلاصه داستان: داستانی بسیار تاثیرگذار دارد و احساس مقدس مادرانه را به تصویر می کشد. حکایت دختر کوچکی که در خانواده اش مشکلات زیادی دارد و از طرف مادرش دچار کمبود عاطفی است. او در این زندگی سخت، صاحب شخصیتی بسیار محکم و قوی شده و به صورت اتفاقی با معلمی که به صورت موقت به مدرسه او آمده بود، آشنا و این دو به هم علاقه مند می شوند. از آنجاییکه این معلم که جانسو دره نقش آن را ایفا می کند، خود در کودکی به خانواده ای امانت داده شده بود و همیشه به دنبال سبب این موقعیت خود بود. به همین دلیل رابطه ای عاطفی میان او و شاگردش به وجود می آید و سعی می کند تا او را از زندگی دشواری که دارد، نجات دهدد…
خلاصه داستان: علی که هنوز 5 سالش نشده بود شاهد مرگ مادرش شد. رئوف که توی یه کشتی باری آشپزی میکرد سرپرستی اونو برعهده گرفت و بزرگش کرد. باهمدیگه 24 سال تو کشتی کار کردن. رئوف برای علی هم مادری کرد هم پدری و برای فراموش کردن رنج های اون همه زندگیش رو گذاشت…
خلاصه داستان: لیلا به خاطر آینده ی بچه ش مجبور میشه با یه مرد پولداری به اسم حشمت ازدواج کنه ولی تصادفی با آلپر روبرو میشه.. بعد از اینکه با چهره ی واقعی حشمت آشنا میشه تصمیم میگیره از عروسی خودش فرار کنه و با آلپر که تو رستوران حشمت کار میکنه آشنا میشه.. این دو در قسمت های بعدی خودشون رو تو یه عشق جدایی ناپذیر پیدا میکنن..
خلاصه داستان: داستان درباره دختری به نام گوکچه است که در یک شرکت تبلیغاتی کار میکند و هنوز عشق واقعی زندگیاش را پیدا نکرده. او تصمیم میگیرد برای اینکه توجه رئیس جذابش دمیر را جلب کند، وانمود کند که نامزد دارد!
اما این دروغ ساده کمکم تبدیل به یک ماجرای پیچیده و عاشقانه میشود و زندگیاش را کاملاً تغییر میدهد.
خلاصه داستان: هاجین 1000 سال به عقب در زمان سفر می کند و در دوران سلسله گوریو به عنوان یک دختر جوان به نام Hae-سو فرود می آید. او که اکنون در بدن شخص دیگری گیر افتاده است، درگیر جنگ قدرت علیه رقبای شرور مختلف می شود...
خلاصه داستان: علی یه پسر حدودا سی ساله از یه خونواده ی پولداره و چون شخصی به اسم احمدو کشته سالهاست که زندان بوده….در سالهای آخر حبسش با دختری به اسم ماوی که باهاش نامه نگاری میکرده درست روزی که میاد بیرون آشنا میشه و تصمیم به ازدواج میگیرن…ولی اینکه ماوی بین اون همه آدم توی زندان علی رو واسه نامه نوشتن انتخاب کرده تصادفی نیست…ماوی خواهر احمده که سالها پیش مرده…هدفش اینه که آدمی رو که سالها باعث تبدیل شدن زندگیشون به کابوس بوده رو پیدا کنه …
خلاصه داستان: سارپ و مرت که در آکادمی پلیس با هم درس میخونن بدون اینکه بدونن با هم داداشن رقیب همدیگه میشن.سارپ به وسیله ی یوسف که مدیر بخش جرایم عمد و قاچاقه یک هفته مونده به فارغ التحصیلی از آکادمی پلسی اخراج میشه. درست در روز فارغ التحصیلی سارپ اسلحه شو به سمت یوسف میگیره و با این کارش قدم به یک زندگی جدید که تا حالا تجربه نکرده بود میذاره. در این دنیای جدید و تاریک بزرگترین دشمن سارپ،یکی از محبوب ترین افراد آکادمی یعنی مرت خواهد بود …