خلاصه داستان: سریال «ولیعهد» روایتگر داستان خانواده کارسل است؛ خانوادهای پرقدرت که درگیر توطئهها، خیانتها و رقابتهای بیپایان برای رسیدن به قدرت میشوند. فضای سریال پر از رمز و راز، تنش و صحنههای احساسی است که مخاطب را از همان قسمت اول جذب میکند.
خلاصه داستان: Gonul دختری است که در یتیم خانه بزرگ شده و او که با سختی های زیادی درس خونده و رشد کرده ، در نهایت به یک پرستار موفق تبدیل شده . گؤنؤل مجبور به انتخاب از بین دو تا مردی میشه که بهش علاقه دارن . یکی شوهرش تکین و دیگری یوسف .گؤنؤل وقتی میفهمه که شوهرش تکین طرف تاریکی ...
خلاصه داستان: لیلا تایلان پس از پشت سر گذاشتن درد عشق اولش که به خیانت ختم شد، در پرونده ای که «پرونده طلاق سال» تلقی می شود، تبدیل به یک وکیل موفق، نماینده همسر سوم معروف طوبی تپلی اوغلو شد.
خلاصه داستان: در سریال شهر دور آلیا، زنی که در کانادا زندگی میکند، پس از مرگ همسرش او را برای خاکسپاری به زادگاهش در ترکیه میآورد. اما خانواده قدرتمند شوهرش او را در دنیای قاچاق و سنتهای سختگیرانهشان گرفتار میکنند. در میان تنشها و رازهای پنهان، او برای نجات خود و پسرش باید راهی پیدا کند.
خلاصه داستان: وقتی پارس متوجه می شود پدر ثروتمندش زنده است، وارث ثروت آکابی می شود و زندگی فقیرانه خود را پشت سر می گذارد. او برای حل یک اختلاف خانوادگی، در حالی که تلاش می کند عشق گذشته خود را فراموش کند، با آسیه ازدواج می کند...
خلاصه داستان: داستان سریال Muhtemel Aşk درباره زنی جوان، موفق و مستقل به نام دفنه است. دفنه یک وکیل باهوش و توانمند است که در زندگی حرفهای خود جایگاه محکمی دارد، اما در زندگی عاطفیاش با چالشی بزرگ روبهرو میشود.
خلاصه داستان: قسمت اول سریال با یک حادثه غیرمنتظره آغاز میشود که زندگی شخصیت اصلی را کاملاً تغییر میدهد. او که تا پیش از این زندگی عادی و آرامی داشته، ناگهان خود را در شرایطی میبیند که تنها راه بقا، سازگاری با قوانین سخت طبیعت است.
خلاصه داستان: این سریال زیبا داستان زنی به اسم مریمه که کلمبیاییه و تو اسپانیا زندگی میکنه. زندگی مریم زمانی که با شوهر ترکش "کمال" برای حضور تو عروسی خواهر شوهرش راهی ترکیه میشن دچار تحولات زیادی میشه... کمال بدون هیچ حرفی مفقود میشه و بعد تر جسد سوختشو با یه زن تو ماشین پیدا میکنن. مریم که باور داره شوهرش به .
خلاصه داستان: داستان دربارهی خانوادهی تکین است؛ خانوادهای سنتی که پدرشان، علیرضا بیگ، مردی درستکار، اصولگرا و پایبند به اخلاق است. او پس از یک ماجرای کاری و بهخاطر نپذیرفتن بیعدالتی، از سمتش کنار میرود. بعد از قبولی دخترش نجلا در دانشگاه، خانواده به استانبول نقل مکان میکند؛ جایی که زندگی مدرن، مشکلات اقتصادی، وسوسهها و روابط پیچیده کمکم بنیان خانواده را تحت فشار قرار میدهد