خلاصه داستان: این سریال داستان زندگی بارباروس خیرالدین پاشا، ملقب به ریش قرمز رو به تصویر میکشه. بارباروس خیرالدین پاشا که در زمان عثمانی کاپیتان دریایی دولت بود، پیروزی های فراموش نشدنی زیادی در جنگ های برون مرزی کسب کرد و باعث برتری عثمانی در دریای مدیترانه شد. اسم اصلی خیرالدین پاشا، رئیس خضر است که سه برادر به نام های اوروچ، اسحق، الیاس دارد.
خلاصه داستان: سریال ترکی قول درباره زندگی یک سرباز ترکیه ای ماهر و آموزش دیده به نام یاووز کاراسو و اهل کارابایر است. او و نامزدش زمانی که در استانبول یک حمله تروریستی انجام می شود، آنجا هستند که یاووز در این اتفاق نامزدش را از دست می دهد. هرچند که در این حادثه، بهار که جراح نیست، سعی می کند نامزدش را نجات دهد ولی ناموفق است
خلاصه داستان: چمبر ماجرای یگ گروه پلیسیه که برای روشن کردن وضعیت پرونده ای اسرار انگیز و مرموز ترکیه به دستور فرماندهی تشکیل شده.. هرکدوم از اعضای این گروه که یه استعداد خاص دارن توسط کمیسر ارشد باریش مدیریت میشن. کمیسر آدم که با تجربه بالایی که داره سرنخارو به روش خودش پیدا میکنه.. کمیسر عایشه که استعداد خوبی در تشخیص حرفای دروغ از راست رو داره.. کمیسر وولکان هم توانایی های شگفت انگیزی در زمینه آی تی و کار با کامپیوتر داره. همگی این افراد با هم یک جا جمع میشن و سعی میکنن با کمک هم مسائل رو حل کنن…
خلاصه داستان: داستان ستاره چوپان از جایی شروع میشود که زهره دختر زیبای که در نیغده به دنیا اومده و بزرگ شده نمیخواد با آدم ثروت مند شهر کاپادوکیه به اسم فیکرت کارا کایا ازدواج کنه. زهره یه خاطر قدرتی که فیکرت کارا کایا داره محکوم به ازدواج با اون میشه.
سعید استاد سنگ تراشی که آدم درست کاری هست در این بین با زهره که به کاپادوکیه آوردنش روبه رو میشه. و این رو به رو شدن به یه عشق بی پایان تبدیل میشه.عشق بین اونا به هر جایی و هر کسی بخوره اونو به خاکستر تبدیل میکنه. و در مقابل اونا یه قدرت بزرگ مثل فیکرت کارا کایا وجود داره و…
خلاصه داستان: در سریال بچه در حالیکه 4 زن با مادر بودنشون امتحان میشن، بچه ها هم با مادرانشون امتحان میشن. آکچا دختر یه مادر روسپی است. آکچا که میخواد برای بچه ی خودش آینده ی بهتری فراهم کنه به خیال این که با این فقر و نداری نمیتونه زندگی خیلی خوبی برای پسرش افه فراهم کنه، اونو به یه خانوده ی ثروتمند میده. شعله، عروس یه خانواده ی ثروتمند برای افه خیلی خوب مادری میکنه ولی بعد از سال ها بشکل معجزه آسایی خودش بچه دار میشه. با بدنیا اومدن بچه ی خودش شعله رنگ کار عوض میشه. از طرفی مادرشوهر شعله یک راز خیلی بزرگ داره که میتونه زندگی همه رو زیر و رو کنه…
خلاصه داستان: دکتر حکیم اوعلو یک دکتر جذاب و موفقه ولی زیاد ریسک میپذیره و این باعث شد که از کارش اخراج بشه و بیمارستان های دیگه هم استخدامش نکنن. دکتر آتش حکیم اوعلو یک آدم یر اجتماعی و باهوشه و بیشتر زمان ها بد اخلاق و بی احساسه و خود شیفته به تمام معناست و به قوانین اهمیتی نمیده و …
خلاصه داستان: لیلا که پس از ازدواج مجدد پدرش توسط نامادری خود رها شده بود، سال ها بعد به دنبال انتقام برمی گردد. با این حال، تلاش او تبدیل به یک سفر احساسی پر از عشق و مبارزه با زنی می شود که زندگی او را ویران کرده است.
خلاصه داستان: باریش گونر در بیمارستان حصاراونو که یکی از قدیمیترین و ریشهدار ترین بیمارستانهای استانبول است بعنوان رئیس کادر پزشکی مشغول به کار میشود ولی این بیمارستان در حال حاضر دوران سختی را پشت سر میگذارد. با آمدن یک پزشک ارشد جوان و ایدهآلیست هم تمام داستانها از نو نوشته خواهد شد…
خلاصه داستان: زینب که با پشت سر گذاشتن دوستانش ، همه فامیلاش و زندگیش به دنبال عشقش ارتان به آمریکا فرار کرده ، به همراه نا امیدی ها و یک بچه به ترکیه برمیگرده . از طرف دیگر هم وقت اون رسیده که فاتح که برای تحصیل به آمریکا رفته بود با نا امیدی به ترکیه و به کنار خانوادش برگرده . این داستان این دو نفر رو با دو زندگی متفاوت در راه بازگشت به خانه کنار هم میاره و …
خلاصه داستان: یه زن چقدر میتونه یه مرد رو دوست داشته باشه؟… زندگی “الیف” که ده ساله داره با دروغ سپری میشه، با یه خبر از این رو به اون رو میشه. وقتی راه این زنِ جوان و ناچار به شکلی غیر منتظره به تاجر ثروتمند “فرات” برخورد میکنه، اوضاع پیچیدهتر هم میشه!… نمیشه فهمید؛ شاید هم دردهایی که فکر میکنی طاقت تحمل کردنشون رو نداری، بزرگترین هدیه باشند