خلاصه داستان: زن جوان که مصمم است برای فرزندانش زندگی بهتری بسازد، باید با گذشتهی دردناک خود روبهرو شود و رنج را به قدرت تبدیل کند؛ در حالیکه به دنبال التیام و فرصتی دوباره برای عشق میگردد.
خلاصه داستان: ماجده که در یک خونواده فقیر بدنیا اومده، در زمینه روانشناسی تحصیل کرده اما از کارش راضی نیست. ماجده که بدنبال کمک کردن به دیگران و شفابخشی به اونهاست، زندگیش بعد از آشنایی با خونوادهی ایشیک به کلی تغییر پیدا میکنه. احمدی که تازه باهاش آشنا شده دیوانهوار عاشق ماجده میشه ولی ماجده تحت تاثیر کاظم، برادر بزرگتر احمد که ازش بعنوان موفقترین و عاقلترین مرد کشور یاد میشه، قرار میگیره و تنها مانعی که بین این حس دوطرفه وجود داره، متاهل بودن کاظمه…
خلاصه داستان: داستان دو خانواده، یکی سوری و دیگری لبنانی است که در شرایط سخت و چالشهای زیادی با هم متحد شدهاند، اما وقتی زین عاشق علیا، دختر خانواده دیگر میشود، همه چیز سختتر میشود.
خلاصه داستان: برادران ریس سه مرد صادق و خوش اخلاق بودند تا روزی که یک تراژدی تکان دهنده و فراموش نشدنی آنها را به دنبال انتقام میفرستد. نقشه آنها زمانی که با سه خواهر الیزوندو ملاقات می کنند، تغییر غیرمنتظره ای پیدا می کند...
خلاصه داستان: داستان درباره خانوادهای بزرگ و پر از شخصیتهای متفاوت است که هرکدام دغدغهها و
ماجراهای مخصوص خود را دارند. اتفاقات بامزه، چالشهای خانوادگی، اختلافات خندهدار،
عشق، حسادت و صمیمیت، بخش اصلی روایت را تشکیل میدهد.
خلاصه داستان: یه وکیلی بود به اسم نهیر که برای بزرگ کردن بچههاش یه مدت کارشو کنار میذاره. زندگی و ازدواجش هم ظاهراً همهچی خوب و آروم پیش میرفت، تا اینکه یهو شوهرش، سردار، بدون هیچ توضیحی غیبش میزنه و همهچی رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: کارسو ، که به همسرش خیانت کرد ، به همراه سه فرزند خود به خانه مادر تبعید شده خود باز می گردد و سعی می کند هنگام ایجاد زندگی جدید ، رابطه مادر و دختر خود را بهبود ببخشد.