خلاصه داستان: یاسمین همراه با برادر 9 ساله اش مورات در یتیم خانه بزرگ شد. یاسمین که در سنین پایین مجبور به ترک یتیم خانه شد، در رشته حقوق تحصیل کرد و در یک شرکت سازمانی مشغول به کار شد. او می خواهد حضانت را دریافت کند ...
خلاصه داستان: مردی با روحی زخمی به نام باران، بهخاطر جرمی که متعلق به برادرش بوده اما خانوادهاش آن را بر دوش او گذاشتهاند، سالها را در زندان میگذراند. پس از آزادی و بازگشت به زندگی، باران میکوشد با راهاندازی یک تعمیرگاه به زندگی دوباره چنگ بزند. اما حادثهای که برای خانوادهاش رخ میدهد و حضور برادرزادهاش، لیدیا که دیوارهای درون او را فرو میریزد، سرنوشتش را از نو مینویسد. باران با وجود تمام سختیها تسلیم نمیشود و مبارزهای که برای لیدیا میکند، روح زخمی خودش را نیز التیام میبخشد.
خلاصه داستان: صنم هر صبح بعد چند ساعت کار در مغازه پدرش کل روز رو با کتاب خواندن و خیالبافی سپری میکنه و از زندگیش بیش از اندازه راضی هست.ولی تا زمانی که پدر مادرش گفتند اگه کار مناسب برای خودش پیدا نکنه به زور شوهرش میدن.صنم هم میره محل کار خواهرش و شروع به کار میکنه.هنوز خبر نداره عشقی که آرزویش رو داشت اونجا منتظرشه و …
خلاصه داستان: پس از یک درگیری خانگی سرنوشت ساز ، یک مادر فداکار دنیز دمیر (دمت اوگار) خود را در زندان می بیند و به امید اتحاد مجدد با دخترش برای زنده ماندن می جنگد.