خلاصه داستان: دلال فکر میکرد ازدواج با شوهرِ خواهرِ از دسترفتهاش، بزرگترین فداکاری زندگیاشه. اما وقتی عشق قدیمیِ فراموششدهی اون مرد دوباره پیداش میشه، رازهایی رو میشه که پایههای زندگی تازهی دلال رو میلرزونه.
خلاصه داستان: داستان سریال درباره کنان کوزان با بازی بوراک اوزچیویت است؛ مردی که در میان خانوادهای قدرتمند و سنتی بزرگ شده و زندگیاش با ورود دوباره یک عشق قدیمی دستخوش تغییرات بزرگی میشود.
خلاصه داستان: داستان سریال درباره دختری به نام جمره است؛ دختری که دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشته و زخمها و آسیبهای زیادی از گذشته با خود دارد. او زمانی که فکر میکند عشق واقعی را پیدا کرده، ناخواسته وارد دنیایی پر از راز، معما و اتفاقات غیرمنتظره در عمارت مرجان میشود.
خلاصه داستان: زیاد، پزشک قلب مشهوری که درگیر خاطراتِ کودکی است که نتوانست نجاتش دهد، با نور آشنا میشود؛ دختری رؤیاپرداز که در دام مردانی گرفتار شده که با فریب و خیالبافی، حق انتخاب را از او دزدیدهاند. قراردادِ جسورانهای آنها را به هم پیوند میزند، اما قضاوتِ دیگران زود فرا میرسد — و عشق هم بهایی دارد
خلاصه داستان: کنترل یکی از پردرد سر ترین محله های استانبول یعنی چوکور(گودال) در دست خانواده ی کوچوآ هست. مهم ترین قانون این خانواده اینکه اجازه به پخش م مصرف مواد مخدر نمیدن.ولی گروهی هست که روی این محله چشم دارن و میخوان این قانون (منع مخدر) رو بشکنن.که باعث میشه این نظم حاکم در محله بهم بخوره…
خلاصه داستان: داستان دو فرد که به ترتیب به فرهنگ های مختلف هندو و مسلمان تعلق دارند. این داستان حول محور مفهوم عشق - نفرت می چرخد، جایی که قهرمان مرد نیل، متعلق به خانواده هندو است که می خواستند برای معشوقش انتقام بگیرند...
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ماهینور آیدین (با بازی Ergül Miray Şahin) است؛ زنی سختکوش که برای مراقبت از دختر مریضش، بادِه (Bade)، قادر به ادامه کارش بهعنوان نظافتچی در بیمارستان نیست. برای کمک به امور مالی خانواده، پارهوقت در عمارت یک تاجر ثروتمند و بیوه به نام آراس ییلمازر (Aras Yılmazer) مشغول به کار میشود و زندگی آنها ناگهان تغییر میکند وقتی ...
خلاصه داستان: Rangrasiya داستان یک دختر روستایی از روستایی در راجستان و یک افسر BSD را برای ما تعریف می کند که در یک برخورد ارتش BSD با آنها روبرو می شوند.
خلاصه داستان: ین سریال که از رمانی به همین نام اثر رفیک هالید کارای برداشت شده ، یک عمارت باشکوه رو به تصویر میکشه که آتا کاتیب اوغلو (سارایلی) صاحب این عمارت به خاطر وضعیت بد مادی خود عمارت آبا و اجدادیش رو به فروش میگذاره . خریداری که برای خرید عمارت پیشنهاد میده رقیب عشقی زمان های دور آتا هستش . او و دخترش آیشن ساکن جدید این عمارت بزرگ میشن . ولی پدر آیشن خیلی زود فوت میکنه و بدین ترتیب صاحب عمارت بزرگ آیشن میشه . با این اتفاق در ابتدا زندگی خود آیشن و در کنارش زندگی دو تا پسر جوان به نام های ساواش و فاتح هم تغییر پیدا می کنه…
خلاصه داستان: داستانی بسیار تاثیرگذار دارد و احساس مقدس مادرانه را به تصویر می کشد. حکایت دختر کوچکی که در خانواده اش مشکلات زیادی دارد و از طرف مادرش دچار کمبود عاطفی است. او در این زندگی سخت، صاحب شخصیتی بسیار محکم و قوی شده و به صورت اتفاقی با معلمی که به صورت موقت به مدرسه او آمده بود، آشنا و این دو به هم علاقه مند می شوند. از آنجاییکه این معلم که جانسو دره نقش آن را ایفا می کند، خود در کودکی به خانواده ای امانت داده شده بود و همیشه به دنبال سبب این موقعیت خود بود. به همین دلیل رابطه ای عاطفی میان او و شاگردش به وجود می آید و سعی می کند تا او را از زندگی دشواری که دارد، نجات دهدد…