خلاصه داستان: هان سول آ، زنی موفق و جذاب در دنیای حراج آثار هنری، رازی مرگبار در گذشته اش دارد؛ تمام مردانی که دوستش داشته اند به طرز مشکوکی مردهاند. یک بازرس تیزهوش بیمه به نام چا وو سوک، او را در مرکز پرونده های مرموز قرار میدهد و به دنبال کشف حقیقت وارد بازی خطرناکی میشود.
خلاصه داستان: بک سا اون از یک خانواده سیاسی برجسته، به جوانترین سخنگوی رئیسجمهور کره تبدیل شده است. او سه سال پیش با هونگ هی جو ازدواج کرد. هونگ هی جو به دلیل حادثهای که در کودکی برایش اتفاق افتاده، نمیتواند صحبت کند. او به عنوان مترجم زبان اشاره در دادگاه و تلویزیون کار میکند. ازدواج این دو عمدتاً به دلیل مصلحت صورت گرفته و آنها فقط وانمود میکنند که زوج خوشبختی هستند. روزی، هونگ هی جو توسط فردی ناشناس ربوده میشود و این اتفاق زندگی زناشویی آنها را تغییر میدهد…
خلاصه داستان: یک کشاورز جوان که قارچ خاصی پرورش میدهد، با یک مجری پر انرژی که برای تمدید قرارداد به سراغش آمده آشنا می شود. با وجود مخالفت های اولیه، تلاش های مداوم دختر باعث می شود رابطه آنها به عشقی شیرین تبدیل شود
خلاصه داستان: پسر جوانی که پس از حادثه شینمیانگیو در سال 1871 در ایالات متحده به سر میبرد، در یک نقطه عطف تاریخی به کره بازمیگردد و عاشق یک نجیب زنی میشود.
خلاصه داستان: کیم یو می به رویایش برای نویسنده شدن رسیده است. او حالا یک نویسنده مشهور است، اما روزهایش یکنواخت و خسته کننده شده اند. روزی یک عشق غیرمنتظره وارد زندگی اش می شود. با ورود شین سون روک به زندگی اش، دوباره هیجان را احساس می کند، انگار حادثه ای غیرمنتظره رخ داده است. این رابطه عاشقانه، دهکده آرام سلول های او را دوباره زنده و پرجنب و جوش می کند.
خلاصه داستان: سو می ره، تهیهکننده ای پر مشغله که سال ها از عشق دور بوده، با دستگاهی وارد دنیای مجازی میشود و روابط عاشقانه ای با مردان ایده آل تجربه میکند؛ تجربهای که احساسات خاموش شدهاش را دوباره زنده میکند. در دنیای واقعی نیز با همکار مرموز و رقیبش پارک گیونگ نام درگیر است؛ کسی که پشت ظاهر سردش رازهایی پنهان شده و ممکن است مسیر زندگی عاشقانه سو می ره را تغییر دهد.
خلاصه داستان: یازان پیشخدمتی است که زندگیاش فقط به پارک کردن خودروها محدود نمیشود. او ناخواسته وارد مسیری میشود که با یک دروغ آغاز شده؛ دروغی که در آن خود را فرزند یک مرد ثروتمند معرفی میکند. با ورود لارا، همهچیز رنگ دیگری میگیرد. عشقی شکل میگیرد که آنها را به مسیری پرچالش میکشاند؛ جایی که مرز میان واقعیت و هویت کمکم کمرنگ میشود، اما احساسات هنوز زنده و پرحرارت باقی ماندهاند.