خلاصه داستان: ها یون سو به عنوان سرتیم در یک شرکت بزرگ کار می کند و مورد احترام بقیه است. او بعدا متوجه می شود نامزدش، سو جو وون، پسر خانواده پولداری است که شرکت را اداره می کنند. مادر جو وون با پیشنهاد پول از یون سو میخواهد تا با پسرش بهم بزند. او که اعتقادی به افسانه های خیالی ندارد تصمیم میگیرد قبول کند. اما سو جو وون که به عشق اعتقاد دارد تلاش می کند نظرش را تغییر دهد…
خلاصه داستان: جو اون هو 14 سال به عنوان یک گوینده ناشناس فعال بوده و تلاش می کند تا بین مردم مطرح شود. او به دلیل گذشته دردناکی که داشته دچار اختلال شخصیتی شد و شخصیت دیگرش، جو هه ری به عنوان نگهبان پارکینگ کار می کند…
خلاصه داستان: کانگ بیت نا یک قاضی کاربلد با ظاهری زیباست اما او در اصل یک شیطان است. ماموریت او کشتن افراد شروری است که انسان ها را به سمت مرگ سوق می دهند…
خلاصه داستان: آقای کیم در یک بانک کوچک کار میکند. او به نظر میرسد یک پدر مجرد معمولی است که دخترش «مین جی» را بزرگ میکند، اما در واقع یک جاسوس سابق است که در ماموریت های ویژه ی زیادی شرکت داشته. او در لیست افراد تحت تعقیب کره شمالی قرار دارد و حضورش در کره جنوبی مثل یک بمب ساعتی است که نباید فاش شود. او با پنهان کردن گذشته اش، مثل یک شهروند عادی زندگی میکند تا اینکه دختر عزیزش مین جی ناپدید میشود. حالا او برای نجات دختر ش وارد عمل میشود و برای این کار، حاضر است راز خود را فاش کند و همه چیزش را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: کانگ یون سو، زن خانهداری است که برای نجات شوهر بیمارش، ناخواسته وارد دنیای قاچاق مواد مخدر میشود. او با لی گیونگ، معلمی جوان و جذاب که شبها مواد به نوجوانان ثروتمند میفروشد، همراه میشود. این دو در پی یک حادثه غیرمنتظره با یکدیگر شریک شده و وارد ماجرایی پرخطر و جنایی میشوند.
خلاصه داستان: این سریال درباره افرادیست که در یک انتشارات کار میکنند؛ کانگ دن یی (لی نا یونگ)، نویسنده موفق کارای تبلیغاتی بوده که الان به شدت استعدادهاش نادیده گرفته شده و در حال حاضر بیکاره. چا اون هو (لی جونگ سوک)، یک نویسنده ستاره و آیدل دنیای ادبیاته. او از دوران دانش آموزی وارد دنیای ادبیات شده و به خاطر هوش بالاش معروفه. کانگ دن یی که نمیتونه یه شغل پیدا کنه با دروغ گفتن در مورد رزومه اش در شرکت انتشاراتی استخدام میشه جایی که چا اون هه مدیر اونجاست. در این سریال شاهد فصل جدیدی از رابطه عاشقانه چا اون هو و کانگ دن یی خواهیم بود…
خلاصه داستان: کسی هه جورا دوست ندارد زیرا هیچکس از جمله خودش نمی داند که پدر واقعیش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…
خلاصه داستان: یون گاب، یک افسر خوشقیافه در قصر، توسط موجودی به نام ایموگی تسخیر میشود. این موجود به یوری، دختری که اولین عشق یون گاب بوده، ارتباط دارد. یوری نوهی یک شمن معروف است، اما نمیخواهد واسطهی ارواح باشد و بهجای آن، عینکسازی میکند. ایموگی برای رفتن به بهشت به بدن او نیاز دارد، اما یوری مخالفت میکند. در همین زمان، شاه لی سونگ که میخواهد کشورش را قوی کند، با حوادث ترسناکی در قصر روبهرو میشود. این اتفاقات به ارواح زنانی مربوط میشود که از خانوادهی سلطنتی انتقام میگیرند. حالا یون گاب، یوری و شاه لی سونگ تلاش میکنند راز این ارواح را کشف کرده و از شر آنها خلاص شوند.