خلاصه داستان: بک آ جین که دوران کودکی پر از خشونت خانگی داشته، یاد گرفته احساساتش را پنهان و دیگران را کنترل کند. او حالا با زیبایی و استعدادش تبدیل به یک ستارهی مشهور شده، اما روی تاریک و خطرناکی هم دارد. تنها کسی که همیشه کنارش بوده “یون جون سو” است؛ مردی که همهچیزش را برای او گذاشته، ولی در نهایت تصمیم میگیرد آ جین را نابود کند.
خلاصه داستان: پسر جوانی که پس از حادثه شینمیانگیو در سال 1871 در ایالات متحده به سر میبرد، در یک نقطه عطف تاریخی به کره بازمیگردد و عاشق یک نجیب زنی میشود.
خلاصه داستان: یک مدیر شهری بهاجبار به همراه خانوادهاش به روستا نقل مکان میکند. در حالی که ابتدا برای بازگشت به زندگی قبلی تلاش میکنند، بهتدریج در دل زندگی ساده روستایی، معنای واقعی خوشبختی و اهمیت خانواده را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دانش آموز دبیرستانی است که شب ها رمان عاشقانه مینویسد و ناگهان با نسخه های واقعی شخصیت های داستانش در مدرسه اش روبه رو میشود. حضور این معلم های متفاوت و جذاب، زندگی او را به مسیری پر از اتفاقات غیرمنتظره، هیجان و چالش های احساسی میکشاند.
خلاصه داستان: داستان درباره چند نفر در دنیای سینماست که هرکدام با حسادت، شکست و ناامنی های درونی خود دست و پنجه نرم میکنند. هوانگ دونگ مان که هنوز موفق به شروع کارگردانی نشده، درگیر احساس بی ارزشی است، در حالی که اطرافیانش هرکدام با مشکلات خودشان روبه رو هستند؛ از تهیه کننده ای که احساساتش را پنهان میکند تا کارگردانی که بعد از شکست فیلمش دچار فشار شده. در این میان، روابط پیچیده و رقابت ها باعث میشود همه آن ها در مسیر پیدا کردن آرامش و معنای واقعی زندگی خود قرار بگیرند.
خلاصه داستان: سریال درباره دختری به نام اون چه نی است که به طور ناگهانی قدرت فراطبیعی پیدا می کند و همسایه هایش هم قدرت هایی ناقص می گیرند. آن ها در شهری که با ناپدید شدن های مرموز روبه رو شده، با یک کارمند مرموز همراه می شوند. در نهایت، این گروه برای حفظ آرامش شهر با یک دشمن خطرناک مقابله می کنند.
خلاصه داستان: یم هی جو به عنوان مامور بازرسی امنیتی در یک فرودگاه بین المللی کار میکند. بهخاطر دوست پسرش لی دو کیونگ که کمک خلبان یک شرکت هواپیمایی است، بهطور اتفاقی طلایی از یک سازمان قاچاق به دستش میرسد. او کم کم به این طلا وسواس پیدا میکند و درگیر هرج و مرج، طمع و خیانت میان افراد مختلفی میشود؛ از جمله کارمند نزول خوار جانگ ووک، کاراگاه کیم جین مان و مدیر اجرایی پارک از باند گوم سونگ که با کازینو هتل گلد لند در ارتباط است.
خلاصه داستان: کیم یو می به رویایش برای نویسنده شدن رسیده است. او حالا یک نویسنده مشهور است، اما روزهایش یکنواخت و خسته کننده شده اند. روزی یک عشق غیرمنتظره وارد زندگی اش می شود. با ورود شین سون روک به زندگی اش، دوباره هیجان را احساس می کند، انگار حادثه ای غیرمنتظره رخ داده است. این رابطه عاشقانه، دهکده آرام سلول های او را دوباره زنده و پرجنب و جوش می کند.
خلاصه داستان: یک پزشک نابغه با دستکاری مرزهای زندگی و مرگ، درگیر داستانی میشود که در آن یک ستاره زن پس از کما دچار تغییری اسرارآمیز میشود. در میان عشقهای قدیمی و جدید، این داستان سوال عمیقی را مطرح میکند: آیا عشق به روح است یا به جسم؟ و نشان میدهد عبور از مرزهای ممنوعه به نام عشق چه عواقب خطرناکی دارد.