خلاصه داستان: یه ازدواج سیاسی تو قرن ۱۶ باعث میشه امپراتور مغول، اکبر، با شاهدخت راجپوت، جودا بای، ازدواج کنه. با اینکه خیلیا مخالف بودن، اما کمکم عشق بینشون شکل میگیره و این رابطه عاشقونه، سرنوشت هند رو وسط دسیسههای درباری و جنگای بین مغولا و راجپوتا عوض میکنه.
خلاصه داستان: می از خیاطهای بسیار معروف ترکیه است. او که مشغول دوخت لباس عروس برای همسر آینده دوست صمیمیاش است، به طور غیرمنتظره با آن دختر آشنا میشود و راز جدیدی را به رازهای زندگی پیامی اضافه میکند…
خلاصه داستان: سریال درباره مردی است به اسمِ “اوزان” که طی یه تصادف رانندگی جسمش به خاک سپرده میشه اما بهش شانسی دوباره میدن؛ با شرط زندگی توی یک بدن دیگه .. این وسط باید دید که این آدم میتونه عشق زندگیش رو با ظاهری جدید از نو عاشق خودش کنه؟
خلاصه داستان: تولگا یک بازیگر جوان در اوج شهرت است اما ناراضی است، در حالی که آسیا یک منشی است که در یک مرکز خرید کار می کند و آرزوی تحصیل در دانشگاه را دارد.
خلاصه داستان: کورت سعید ( کورت به معنی گرگ هستش ) پسر ارشد یکی از خانواده های ترک بنام کریمه هستش.او از کودکی مورد تحسین پدرش بود و مثل او یکی از بهترین افسران ارتش شد و طبق گفته ی پدرش باید با یه زن ترک ازدواج می کرد در مقابل شورا دختر کوچیک از یه خانواده اصیل روس هستش. شورا که به خاطر بیماری پدرش ناراحت هستش و برای درمان پدرش با خواهر بزرگترش به سن پترزبورگ سفر کرده بود در این سفر مهمان دوست و هم رزم صمیمی کورت سعید می شنود که …..
خلاصه داستان: بعد از اینکه یک بالرینا بینایی خود را از دست داد ، او برای یک پناهنده سوری سقوط می کند. اما وقتی پدرش عاشقانه خود را منع می کند ، اونسی ، صاحب تئاتر ، شروع تازه ای را به او ارائه می دهد.
خلاصه داستان: گولیزار با سوزان در یک محله فقیر ازمیر زندگی می کند. موسیقی برای او بسیار مهم است و یکی از بزرگترین رویاهای او این است که خواننده خوبی باشید. سوزان در غرفه سریف کار می کند اما چشمان سریف در گلیزر است. او می خواهد سوزان را به برین ...
خلاصه داستان: او در زیر سایه تاریک جن زندگی می کند در حالی که او دارای ویژگی های فرشته ای است. وقتی این دو در یک داستان عاشقانه "جادویی" قرار می گیرند ، زندگی آمان و روشنی چگونه خواهد شد؟
خلاصه داستان: شیبرا و شاهمیر در مراسم ازدواج دوستان مشترکشان با یکدیگر آشنا میشوند. شیبرا به دلیل مخالفتش با فساد سیاسی و بیعدالتی مورد توجه شاهمیر قرار میگیرد و او تصمیم میگیرد به شیوهای متفاوت به قلب او نزدیک شود