خلاصه داستان: ها یون سو به عنوان سرتیم در یک شرکت بزرگ کار می کند و مورد احترام بقیه است. او بعدا متوجه می شود نامزدش، سو جو وون، پسر خانواده پولداری است که شرکت را اداره می کنند. مادر جو وون با پیشنهاد پول از یون سو میخواهد تا با پسرش بهم بزند. او که اعتقادی به افسانه های خیالی ندارد تصمیم میگیرد قبول کند. اما سو جو وون که به عشق اعتقاد دارد تلاش می کند نظرش را تغییر دهد…
خلاصه داستان: این سریال درباره افرادیست که در یک انتشارات کار میکنند؛ کانگ دن یی (لی نا یونگ)، نویسنده موفق کارای تبلیغاتی بوده که الان به شدت استعدادهاش نادیده گرفته شده و در حال حاضر بیکاره. چا اون هو (لی جونگ سوک)، یک نویسنده ستاره و آیدل دنیای ادبیاته. او از دوران دانش آموزی وارد دنیای ادبیات شده و به خاطر هوش بالاش معروفه. کانگ دن یی که نمیتونه یه شغل پیدا کنه با دروغ گفتن در مورد رزومه اش در شرکت انتشاراتی استخدام میشه جایی که چا اون هه مدیر اونجاست. در این سریال شاهد فصل جدیدی از رابطه عاشقانه چا اون هو و کانگ دن یی خواهیم بود…
خلاصه داستان: کانگ جی یون زنی موفق و با اعتماد به نفس، مدیرعامل یک شرکت است. او تمام توانش را صرف کار می کند اما خارج از محیط کار تقریبا هیچ مهارتی ندارد. منشی او یو اون هو، تقریبا همه کارها را برایش انجام میدهد. برخلاف رئیسش، این منشی فردی خوشبرخورد، باادب و ملاحظهگر نسبت به دیگران است. او یک پدر تنها است که در زمینه تربیت فرزند و کارهای خانه نیز بسیار ماهر است…
خلاصه داستان: کونگ جی هیوک به عنوان رهبر تیم «Mother TF» در یک شرکت تولید محصولات نوزادان کار میکند. روزی یکی از اعضای تیمش، گو دا ریم ناگهان او را میبوسد. این اتفاق او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد، زیرا او فکر میکند دا ریم یک زن متأهل است؛ اما در واقعیت دا ریم یک زن مجرد است که برای به دست آوردن این شغل خود را زنی متاهل و دارای فرزند معرفی کرده…
خلاصه داستان: داستان دو خانواده، یکی سوری و دیگری لبنانی است که در شرایط سخت و چالشهای زیادی با هم متحد شدهاند، اما وقتی زین عاشق علیا، دختر خانواده دیگر میشود، همه چیز سختتر میشود.
خلاصه داستان: ممتاز مردی تنها و بدشانس در چهل سالگی است که مسیرش با دریا تلاقی میکند. هیچکدام از آنها نمیدانند که این ملاقات اتفاقی، سرنوشت پایانیشان را رقم خواهد زد. در نتیجه یک حادثه، جان هر دوی آنها زمانی که یک کامیون به آنها برخورد میکند، گرفته میشود و محکوماند که هر روز آخرین لحظات خود را در بدن شخص دیگری زندگی کنند.
خلاصه داستان: Eflatun ، یک زن نابینا از کودکی ، توانسته است با کمک نمایش های مختلف سایه و صدا پدرش زندگی خود را به دست آورد. Eflatun حرفه پدرش را در تعمیر ساعت به ارث می برد. او منتظر مردی است که چه کسی ...