خلاصه داستان: این سریال تلویزیونی با اقتباس از سری Webtoon \ "خوش آمدید" ، داستان طراح گرافیک کیم سول آه را که گربه را به خانه می آورد ، می گوید ، غافل از اینکه حیوان می تواند به یک انسان تبدیل شود.
خلاصه داستان: این سریال از یزز پیروی می کند ، که به استانبول می رود تا رویای پدر فقید خود را دنبال کند. ورود او دوستی دو دوست نزدیک ، مورات و کمال را به آزمایش خواهد رساند.
خلاصه داستان: مردی ثروتمند و قدرتمند که تمام ایمانش را به عشق از دست داده است، ناخودآگاه دختری روشن و سرشار از زندگی را به عنوان کمک خانگی استخدام می کند.
خلاصه داستان: سلما که از دار دنیا فقط خواهرش لیلیم و ماشین قراضهی پدرش را داشت به هر دری میزد به بن بست میرسید تا این که ارثی به اون میرسد و به امید گرفتن این ارثیه از شهر وان به استانبول میآید ولی تنها راه گرفتن این ارثیه پیدا کردن شریکِدیگر این ارث یعنی مهران، عشق سابق وی بود. مهران و سلما در یک روز بدنیا آمدند و پیشگویی شد که بین این دو عشق بزرگی رخ خواهد داد. مهران یک روز بعد از آتشسوزی که تقصیرش را گردن سلما انداخته بودند به استانبول رفته بود و الان زندگی کاملا متفاوتی داشت…
خلاصه داستان: مینا،یک مددکار اجتماعی است که یک کلینیک خانوادگی در مرکز تاریخی ناپل کار میکند. پس از جدا شدن از شوهر قاضی خود ،کلودیو دی کارولیس ،او برای زندگی با مادر ستمگر خود اولگا بازگشته ...
خلاصه داستان: خود کرده را تدبیر نیست : روزی که آلیزه بدنیا میآید مادرش فوت میکند و پدرش سالیان سال بدون کمترین سختی او را بزرگ میکند، برای همین خیلی دختر لوس و خودخواهی بار میآید. آلیزه که با تصمیم پدرش برای ازدواج مجدد رسما دیوانه میشود، تصمیم میگیرد از پدرش انتقام بگیرد و …
خلاصه داستان: در یکی از مناطق ثروتمند استانبول، در یک سایت بوتیکی که خدمتکاران و کارفرمایانش زندگیی درگیر و پیچیده دارند، در سریال بحث هم در مورد اختلاف چشمگیر بین بالا و پایین قرار دارد.
خلاصه داستان: نسه، یک زن خانه دار خوشحال اما ناکام، پس از ترک زندگی دانشگاهی برای خانواده و فرزندانش، تصمیم می گیرد به عقب برگردد و تحصیل در رشته پزشکی را تمام کند و پس از سال ها به دانشکده بازگردد.