خلاصه داستان: پس از دریافت قلب ملیکه آلکان، اصلین وارد دنیایی از اندوه، قدرت و عشق میشود. اما یک سؤال همه را رها نمیکند: آیا مرگ ملیکه یک حادثه بود یا قتل؟
خلاصه داستان: بعد از اینکه جمال همسر و دو فرزندش را ترک میکند، آسیه پس از یک اتفاق غمانگیز با تصمیم فرار با بچهها مواجه میشود، اما غافل از اینکه پناه بردن به عمارت دمیرهان به لطف غریبه ماهیر، نجاتی نیست.
خلاصه داستان: رویارویی بین اینسیلا، دستیار مطرود ناز و مته شروع به تغییر مسیر آینده ناز می کند، جایی که او همه چیز را با مته با اشتیاق سمی برنامه ریزی می کند.
خلاصه داستان: سعدی پایاسلی که به عنوان معلم جغرافیا در دبیرستان قرابایر منصوب می شود، با پشت سر گذاشتن گذشته کثیف خود، با پنج جوان از مدرسه اصلاحات از مسیر عبور می کند.
خلاصه داستان: در مواجهه با طلاق ، سلیم می آموزد که همسرش میرا به طور قطع بیمار است و برای پیروزی او می جنگد. اما با وجود عشق و اسرار گذشته ، پیوند شکننده آنها بین عشق ، وفاداری و شانس دوم آزمایش می شود.
خلاصه داستان: بعد از اینکه پسر نورییا گرفته شد ، او با سانتیاگو ملاقات می کند. این دو به علی رغم چالش هایی که با آنها روبرو هستند ، به نیروهای خود می پیوندند.
خلاصه داستان: در این مجموعه، ابراهیم چلیککول نقش دکتری به نام اینان کورال را ایفا میکند؛ پزشکی که داستانش حول این پرسش شکل میگیرد:
«آیا گاهی شروع دوباره، از بهخاطر آوردن میگذرد؟»
خلاصه داستان: روزا، زن جوانی که زندگیاش را وقف مبارزه برای حقوق بشر کرده، در جریان تظاهراتی در حمایت از غزه که در لندن در آن شرکت میکند، دنیایش دگرگون میشود. در حالی که با یک بیماری جدی و جستوجویی شخصی و غیرمنتظره دستوپنجه نرم میکند، سرنوشت او را به استانبول میکشاند.
در آنجا مسیرش بار دیگر با علی، مردی که برای نخستینبار در همان تظاهرات با او آشنا شده بود، تلاقی میکند. این دو خیلی زود عاشق یکدیگر میشوند، اما رابطهشان به جرقهی زنجیرهای ویرانگر از اتفاقات بدل میشود؛ رخدادهایی که هیچکدام از آنها توان پیشبینیاش را نداشتند..