خلاصه داستان: داستان دوعان را روایت میکند، مردی که تلاش میکند از گذشته تاریک خانوادهاش فاصله بگیرد و زندگی جدیدی آغاز کند، اما با گذشت سالها مجبور میشود با رازها و تعارضهایی روبهرو شود که سالها پنهان ماندهاند.
خلاصه داستان: این سریال داستان دختری روستایی به نام «دجله» را روایت میکند که «ارکان»، جوانی اهل استانبول، در دوران خدمت سربازیاش برای نجات او از دست برادران سنگدلش، با او ازدواج میکند. این تصمیم سرآغاز مسیری میشود که زندگیشان را تا استانبول میکشاند.
خلاصه داستان: فرهات، سیرین و بانو - آنها غافلند که به گردابی کشیده می شوند که در آن معجزه عشق و فاجعه را تجربه خواهند کرد. داستان آنها داستان عشق غیرممکن است. بانو بزرگترین مانع بین فرهات خواهد بود...
خلاصه داستان: هازیران برای شغلی که زمان زیادیه خواستارشه با رئیسش ملاقات میکنه. رئیسش هم شرط میذاره که برای گرفتن ترفیع باید مرد بداخلاقی که در جزیره زندگی میکنه و زمینشو نمیفروشه رو راضی کنه و ازش آتو بگیره. هازیران وقتی به جزیره و به اون زمین میره با پویراز آشنا میشه و پویراز هم که فکر میکنه اون توریسته از کارخانه بیرون میندازتش و از همون اول با هم لج میکنند. هازیران اطلاعاتی که رئیسش میخواسته رو پیدا میکنه و وقتی میخواد برگرده استانبول به صورت ناگهانی با خاله اش که سالها ندیدتش روبرو میشه و از کشتی جا میمونه و مجبور میشه تو جزیره بمونه و بدون اینکه متوجه بشه خودشو در حال شرکت کردن در مسابقه رقص همراه پویراز میبینه و میفهمه که رئیسش در مورد پویراز بهش اشتباه گفته و ناخواسته به پویراز ضرر رسونده. هازیران که قصد داره اشتباهشو جبران کنه میره پیش پویراز و بهش پیشنهادی میده…
خلاصه داستان: کمال یک مهندس معدن جوان و فقیر است . برای به دست آوردن روزی خودش ، به همراه کارگرانش ، در اعماق زمین در حال تلاش و جدال است . کمال فقیر است ولی غرور زیادی داره . یک روز دختری به اسم نیهان رو از خطر غرق شدن نجات میده . به این ترتیب با او آشنا میشه و زندگیش تغییر میکنه . بعد از این تغییر بزرگ او مجبور به ترک استانبول میشه و در جایی دیگر ، در یک معدن مشغول به کار میشه . یک روز فاجعه ای در معدن برای او و کارگرانش رخ میده . سال ها بعد از این اتفاق او …
خلاصه داستان: وقتی لاله که حدودا بیست سالشه و داره ازدواج میکنه میفهمه که شوهر آینده اش داره بهش خیانت میکنه , هم از عشق و هم از ازدواج متنفر میشه…ولی مادرش با سماجت میخواد که دخترش دکتر اونور رو ملاقات کنه…وقتی که میفهمه کسی که پیشش رفته دکتر اونور نیست این قضایای پیچیده نتیجه های جالبی رو به همراه دارد .
خلاصه داستان: فیلیزنها برای زنده ماندن در یکی از محله های فقیر نشین شهر تلاش می کند، او دختر بزرگ خانواده است و از زمانی که مادرشان آنها را ترک کرده و پدرشان به الکل معتاد است از پنج خواهر و برادر کوچکترش مراقبت می کند.
خلاصه داستان: درحال ترجمداستان درباره خانوادهای ثروتمند در منطقه آدانا است که تجارت اصلیشان پنبه میباشد. دختری جوان و زیبا وارد زندگی این خانواده میشود و کمکم رازها، دشمنیها و عشقهای پنهان آشکار میشود.
سریال فضای احساسی و خانوادگی قوی دارد و در کنار عشق، درگیریهای قدرت و مسائل سنتی ترکیه را هم نشان میدهد.ه...