خلاصه داستان: جانوی، که یک مادر تنهاست، زندگیش به دور پسرش، کیان، میچرخه. آریامن با پدرش رابطهی سرد و بیمحبتی داره، ولی کم کم با کیان صمیمی میشه. آیا میتونه جای خالی توی زندگی جانوی و کیان رو پر کنه؟
خلاصه داستان: "داستان یک شب" حول محور زندگی دو شخصیت اصلی، بوراک دنیز و سو بورجو یازگی جوشکون، میچرخد. این دو نفر، که در ظاهر زندگیهای متفاوتی دارند، به طرز شگفتآوری در یک شب خاص به همدیگر برخورد میکنند. این ملاقات تصادفی زندگی هر دو را تغییر میدهد و آنها را به دنیایی پر از رازها، پیچیدگیها و احساسات متضاد میکشاند.
خلاصه داستان: فرهان برای کمک به فقرای محله خود از مفسدان می دزدی. هنگامی که فاجعه رخ می دهد، او یک هویت مخفی به خود می گیرد تا به مبارزه خود علیه بی عدالتی و برای زنی که دوستش دارد ادامه دهد.
خلاصه داستان: سریال **"Kötü Kan"** داستان یه پلیس سابق به نام **کارتال** رو تعریف میکنه. کارتال که قبلاً پلیس بوده، الان مسئول امنیت یه کلاب شبانهست، ولی با یه گروه مافیایی خطرناک درگیر میشه. برای اینکه از این مخمصه خلاص بشه، تصمیم میگیره بره پیش بچههاش که سالهاست ازشون دور بوده. حالا باید هم از دست مافیا فرار کنه و هم تلاش کنه تا یه پدر خوب برای بچههاش باشه.
خلاصه داستان: لیلا با از دست دادن مادرش در جوانی و نداشتن کسی جز پدرش، با ازدواج مجدد پدرش، زندگی اش زیر و رو می شود. لیلا که توسط نامادری اش نور در زباله دانی رها شده بود، سال ها بعد برمی گردد تا پس از گذراندن امتحانات سخت انتقام خود را از نور بگیرد. «لیلا» مبارزه این زن جوان را با نامادریاش که زندگی او را تباه کرد، به نمایش میگذارد و در سفری عاطفی اش در جستجوی انتقام با عشق مورد آزمایش قرار میگیرد..
خلاصه داستان: سومرو که دوقلوهایش را در جوانی رها کرده، با تاجر ثروتمندی به اسم صمد ازدواج میکند. نوح و ملک یعنی دوقلوها، سالها بعد متوجه می شوند که مادرشان کیست و به کاپادوکیه میروند. در عمارت باشکوهی که به آن می رسند، نوح با سویلای و ملک با جهان، پسر صمد از ازدواج اولش روبرو میشوند. اگرچه سومرو سعی میکند فرزندانش را پنهان کند و از خانوادهاش دور نگه دارد اما ملک و نوح موفق میشوند در خانواده و قلب جهان و سویلای نفوذ کنند…
خلاصه داستان: اسلیم گنجر یک وکیل خوش آتیه است که با جیهان آلپتکین، پسر خانواده ای که خانواده اش سال هاست با آنها کار می کنند، قرار ملاقات داشته است. دو جوان منتظر فرصت مناسبی هستند تا برای خانواده خود توضیح دهند و بگویند که ازدواج می کنند. اما یک حادثه رانندگی بزرگ در شب تولد خواهر جیهان، ایپک، زندگی جیهان و اسلیم را برای همیشه تغییر می دهد. بعد از این حادثه هیچکس نمی تواند به زندگی قبلی خود برگردد. همه، از جمله بهترین دوست اسلیم، مقصر واقعی حادثه را پنهان میکنند و همدستان بزرگی میشوند.