خلاصه داستان: نانا که قبلاً یک عروسک بود به مدت 100 سال در دنیای خیالی اسباببازیها زندگی میکند، درست بعد از اینکه صاحبش او را از دست داد. برای تولد 100 سالگی خود او آرزو میکند که یک انسان باشد و به دنیای واقعی بازگردانده میشود.
خلاصه داستان: جیانگ هو باهوش و قدرتمند اما خودخواه و مغرور تحت عشق جیانگ چی شنگ، رئیس یه شرکت پوشاک زندگی می کنه. اما یه تغییر ناگهانی زندگی اصلی اون رو زیر و رو کرد. اون نه تنها پدرش رو از دست داد، بلکه شاهد فروپاشی شرکتی بود که پدرش تأسیس کرد.
خلاصه داستان: در لس آنجلس داستانی عاشقانه حول شخصیت اوا گونزالز (ایزابلا دونتاس) زن جوانی ست با زیبایی فوق العاده، تهیدست و سخت کوش. مانند همه کسانی که مهاجرت میکنند، اوا با پدر و خواهر کوچکترش در جستجوی زندگی بهتر به کالیفرنیا میرسد. با این حال اوا نمیتواند تصور کند که برای اینکه خوشبخت باشد، چه چیزهایی را باید تحمل کند؛ چرا که زندگی اش با رازهایی خانوادگی، دروغها، نیرنگ و جاه طلبیهای خانوادهای قدرتمند گره خوردهاست.
خلاصه داستان: شیانگ یون در اصل یک ابر بود، اما یو لائودیان او را به یک پری تبدیل کرد و در امارت یو لائو شروع به کار کرد. چو کنگ یکی از شاگردان علم نجوم یوری شینگجون است. او در امارت یو لائو سرگردان شد و با او مثل یک شرور رفتار شد. چو کنگ اتفاقی بادبزن شیانگ یون را شکست، بنابراین آن دو با هم دعوا کردند و به طور اتفاقی رشته قرمز را گره زدند که منجر به ازدواج این سه جهان شد. امپراطور جید از هرج و مرج خبر داشت و مجازاتش برای آنها این بود که تا پس از هفت زندگی عاشقانه نمی توانند به بهشت برگردند و داستان آنها شروع شد.
خلاصه داستان: داستان یک فارغ التحصیل پزشکی را روایت می کند که خانه دار شد اما تصمیم گرفت به رشته پزشکی بازگردد و شوهر دکتری که زندگی دوگانه کاملی دارد. او در کارش عالی است و همچنین در خیانت به همسرش عالی است.
خلاصه داستان: جیان بینگ یه مدیر تبلیغاتی شناخته شده تو این صنعته و شنگ یانگ یه تازه وارد تو جامعه ست. این دو تو یه رستوران با هم آشنا شدن، یکی به تازگی ازدواج خودش رو به پایان رسوند و اون یکی منتظر شکست عشق بود.
خلاصه داستان: آن نی، دادستانِ دادستانیِ جیانگچنگ، توسط دادستان ارشد یعنی شو آیلین، مامور رسیدگی به پرونده تحقیق درباره دانشجوی مفقود شده کالج که به درون دریاچه پریده بود شد. اون با جائو جیکای مدیر کل "بازی های هوی کوان" شروع کرد و بین جائو جیکای و سازمان های خارجی که قلدری رو رواج میدن ارتباطی پیدا کرد که منجر به دستگیریِ عاملان جنایت شد. درحالیکه قیمت سهام "بازی های هوی کوان" به شدت کاهش پیدا کرد، یین هوی کوان به آکادمی جیانگ شیائو کمک مالی میکنه تا به نوبه خود کودکان رو به تحت پوشش فاسد خودش بگیره. دانش آموز لی شیا وون و سایر قربانی ها جلو میکشن و روش غلط آکادمی جیانگ شیائو رو برای کنترل جوانان زیر سوال میبرن. آن نی شواهد محکمی رو در دادگاه ارائه میکنه که باعث تعطیلی آکادمی و مجازات کسایی میشه که در این کار دخیل بودن. یان چین که مدیریت "بازی های هوی کوان" رو به عهده گرفته بودجه رو برای سرمایه گذاری در توسعه یک معدن مس بالا میکشه. با این حال، این سرمایه گذاری یه طرح پونزی توسط یک باند کلاهبرداری مالی آنلاین بود. با شواهد کافی، آن نی برای شرکت در یک محاکمه فرامرزی به خارج از کشور رفت. با همکاری سازمانهای قضایی چینی و خارجی، کیان تیانشین به چین برگردونده شد و داراییهاش مسدود شد.