خلاصه داستان: کارآگاه چا یونگ جین که هنوز در اثر مرگ دوستش که 19 سال پیش توسط قاتل سریالی بدنام استیگماتا به قتل رسید، تسخیر شده است، مصمم است که مجرم را دستگیر کند.
خلاصه داستان: داستانی که در آن ده نفر این فرصت را پیدا میکنند که یک سال به گذشته برگردند، اما موقعیتهای مرموز غیرمنتظرهای زمانی به وجود میآیند که سرنوشت آنها تغییر میکند و در این روند تغییر میکند.
خلاصه داستان: شایعات پیرامون دون هیوک، یک مبارز دبیرستانی بسیار تحسین شده، پس از خودکشی ناگهانی دوست دخترش، درگیر شده است، او به دلیل ضربه روحی به سرعت مبارزه می کند، اگر کسی حتی نام او را ذکر کند، او را در بازداشتگاه نوجوانان قرار می دهد. پس از آزادی ...
خلاصه داستان: کوسر در محله ای محقر و فقیر بزرگ شد و پس از اینکه عروس پسر خانواده کریملی ثروتمند شد، پدرش تمام روابط خود را با او قطع می کند زیرا او این ازدواج را تایید نمی کند.
خلاصه داستان: سریال خدمتکاران از روی سریال امریکایی Devious Maid’s” و سریال مکزیکی “Ellas son La Alegria Del Hogar” ساخته شده است. خدمتکاران داستان زندگی پنج خدمتکاریست که در چهار عمارت متفاوت مشغول به کار هستند. در حقیقت سریال خدمتکاران با 5 خدمتکار شروع میشود که یکی از آن ها کشته میشود و خدمتکاری که به جای او می آید در مورد عاقبت او تحقیق میکند چون این قتل توسط انسان های با نفوذی لاپوشونی میشود. در خانه ی دیگر یک مادر و دختر با هم خدمت میکنند و دختر عاشق پسر خانواده میشود. در حقیقت هر خدمتکاری داستان خودش را دارد. یکی از خدمت کارها آرزوی خواننده شدن دارد و خدمتکار دیگر آرزو دارد دخترش که موقع آمدن به استانبول مجبور شده رهایش کند را کنار خودش بیاورد…
خلاصه داستان: اد و یاسمین بیست سال ازدواج کرده اند و آنها یک زوج نمونه هستند که توسط دوستانشان نشان داده شده اند. آنها دو دختر به نام های درین و اجه دارند. با این حال ، رازی که تصویر “خانواده شاد” آنها را در روابط خود ترسیم می کند.آنها از بدو تولد اجه از همدیگر جدا هستند ، آنها با هم نبوده اند. عشق در حال حاضر خانه آنها را ترک کرده است.
بهار بدون اینکه پدرش را بشناسد توسط مادرش بزرگ شده است. وقتی فهمید شریک مراد پدرش بارلاس است و برای مقابله با او به این شرکت می آید. بارلاس رو با توهین از در بیرون میکند . او به طور اتفاقی در شرکت با مراد ملاقات می کند. مورات تحت تأثیر این دختر سرزنده قرار میگیرد. عشق مراد را صدا زد و گفت بیا. در حالی که مراد از عشق سرگردان شده ، جزر و مدی میان این دو زن به وجود می آید. مراد بین عشق اول ، اولین نور چشمی ، بین یاسمین ، مادر فرزندانش و بهار عشق دوم ، میماند.