خلاصه داستان: از تصادف خالص ، اونور و لاله به دلیل تاریخ کور که توسط مادرانشان ترتیب داده شده است ، در همان مکان ملاقات می کنند. و در طول صبح روز بعد ، آنها خود را در همان تختخواب می یابند.
خلاصه داستان: هنگامی که برادر Defne به بدهی می شود و اسیر می شود ، Defne مجبور می شود در ازای پول ، پیشنهاد را بپذیرد. او مجبور است عمر ، یک طراح کفش ثروتمند که صاحب یک شرکت است ، عاشق او شود و با او ازدواج کند.
خلاصه داستان: این سریال تلویزیونی با اقتباس از سری Webtoon \ "خوش آمدید" ، داستان طراح گرافیک کیم سول آه را که گربه را به خانه می آورد ، می گوید ، غافل از اینکه حیوان می تواند به یک انسان تبدیل شود.
خلاصه داستان: این سریال از یزز پیروی می کند ، که به استانبول می رود تا رویای پدر فقید خود را دنبال کند. ورود او دوستی دو دوست نزدیک ، مورات و کمال را به آزمایش خواهد رساند.
خلاصه داستان: مردی ثروتمند و قدرتمند که تمام ایمانش را به عشق از دست داده است، ناخودآگاه دختری روشن و سرشار از زندگی را به عنوان کمک خانگی استخدام می کند.
خلاصه داستان: سلما که از دار دنیا فقط خواهرش لیلیم و ماشین قراضهی پدرش را داشت به هر دری میزد به بن بست میرسید تا این که ارثی به اون میرسد و به امید گرفتن این ارثیه از شهر وان به استانبول میآید ولی تنها راه گرفتن این ارثیه پیدا کردن شریکِدیگر این ارث یعنی مهران، عشق سابق وی بود. مهران و سلما در یک روز بدنیا آمدند و پیشگویی شد که بین این دو عشق بزرگی رخ خواهد داد. مهران یک روز بعد از آتشسوزی که تقصیرش را گردن سلما انداخته بودند به استانبول رفته بود و الان زندگی کاملا متفاوتی داشت…
خلاصه داستان: در یکی از مناطق ثروتمند استانبول، در یک سایت بوتیکی که خدمتکاران و کارفرمایانش زندگیی درگیر و پیچیده دارند، در سریال بحث هم در مورد اختلاف چشمگیر بین بالا و پایین قرار دارد.