خلاصه داستان: ملیک در مورد کار، خانه و نامزدش مهمت به خانواده اش در آلمان دروغ می گوید. مهمت یک پزشک و نامزد رئیسش ایکنور است. وقتی خانوادهاش به استانبول میآیند، او از مهمت باجگیری میکند تا با برنامههایش برای افشا نشدن او همراهی کند...
خلاصه داستان: نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …
خلاصه داستان: داستان سریال Muhtemel Aşk درباره زنی جوان، موفق و مستقل به نام دفنه است. دفنه یک وکیل باهوش و توانمند است که در زندگی حرفهای خود جایگاه محکمی دارد، اما در زندگی عاطفیاش با چالشی بزرگ روبهرو میشود.
خلاصه داستان: داستان درباره مردی به نام کان توغلو هست که یک پدر مجرد و نسبتاً بیمسئولیته. او یک دختر کوچیک داره و وقتی پرستار بچهاش میره، مجبور میشه یک دختر روستایی به نام آیپری رو به عنوان پرستار استخدام کنه. کان یک مرد شهری، خوشگذران و کمی لوسه، در حالی که آیپری دختری ساده، سنتی و خیلی جدی و لجبازه. در ابتدا این دو نفر اصلاً با هم کنار نمیان و دائم با هم بحث و دعوا دارن، اما کمکم با گذشت زمان، رابطهشون تغییر میکنه و بینشون احساسات عاشقانه شکل میگیره. در کنار این داستان، ماجراهای بامزه، سوءتفاهمها و اتفاقات احساسی هم پیش میاد که داستان رو جذابتر میکنه ❤️
خلاصه داستان: داستان آتس، آیسن، دمیر و یاسمین است که شخصیتهایشان مخالف یکدیگر و از طبقات و فرهنگهای مختلف هستند تا به قیمت خانوادههایشان در برابر عشق خود مقاومت کنند.
خلاصه داستان: یون گاب، یک افسر خوشقیافه در قصر، توسط موجودی به نام ایموگی تسخیر میشود. این موجود به یوری، دختری که اولین عشق یون گاب بوده، ارتباط دارد. یوری نوهی یک شمن معروف است، اما نمیخواهد واسطهی ارواح باشد و بهجای آن، عینکسازی میکند. ایموگی برای رفتن به بهشت به بدن او نیاز دارد، اما یوری مخالفت میکند. در همین زمان، شاه لی سونگ که میخواهد کشورش را قوی کند، با حوادث ترسناکی در قصر روبهرو میشود. این اتفاقات به ارواح زنانی مربوط میشود که از خانوادهی سلطنتی انتقام میگیرند. حالا یون گاب، یوری و شاه لی سونگ تلاش میکنند راز این ارواح را کشف کرده و از شر آنها خلاص شوند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی سونگ وو یون، دختری دبیرستانی با اعتماد به نفس پایین است که در خانه نادیده گرفته میشود. او به طور اتفاقی با گروه هنری «اسپیریت فینگرز» آشنا میشود و با پیوستن به آنها، با تشویق و حمایت اعضا کمکم اعتماد به نفسش رشد میکند. در این مسیر، افراد دیگری مثل نام گی جونگ نیز به خاطر آشنایی با او مسیر آیندهشان را دوباره مرور میکنند.
خلاصه داستان: کیم او جو، وارث نسل چهارم قدیمی ترین نانوایی کره، فردی کمال گرا و منطقی است که ناخواسته درگیر ماجرای یو مری میشود. یو مری طراح عجیب و تند مزاجی است که به دنبال یک شوهر صوری میگردد تا جایزه ویژه نوعروسان که یک خانه ویلایی لوکس است را حفظ کند.