خلاصه داستان: دوستدخترِ سمیح ناگهان با او کات میکند. سمیح که به دنبال پاسخهایی درباره رابطهشان است، خیلی زود مجبور میشود با چیزی که برای مدتی طولانی آن را نادیده گرفته بود، رو در رو شود…
خلاصه داستان: مصطفی کریم جان که در تشکیلات پلیس با مخفف اسمش (م.ک.ج) شناخته میشه و مرت بارجا که همه اونو با فامیلیش صدا میکنن دو نفر از بلندپرواز ترین کمیسرهای شعبه ی جنایت های سازمان یافته ی پلیس هستند که م.ک.ج مسئول بخش اروپایی و بارجا مسئول بخش آناتولی میباشد. کل تشکیلات پلیس میدونن که این دو نفر از هم نفرت دارن. این اختلاف با اینکه از زمان دانشکده ی افسری وجود داشته ولی دلیل اصلیش یک مسئله ی کاملا احساسی و خصوصیه. ولی با پیدا شدن یک دشمن مشترک که سعی میکند از هردوشون انتقام بگیره این دو نفر مجبور میشن که متحد بشن و با دشمن مشترکشون مبارزه کنن…
خلاصه داستان: تعقیب و گریز بین رهبر مافیا کارتال که “محافظ” چینگیراکلی (نام محله کارتال به معنی مار زنگوله دار) است و افه، کمیسر بی باک اداره آگاهی بخش جرم های سازماندهی شده، با یک پرونده قتل وارونه می شود. مسیرهایی که برای دستگیری قاتل طی می کنند، آنها را به نامی می رساند که هرگز حدس نمی زنند.
خلاصه داستان: داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های 1970 میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره… دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.
خلاصه داستان: هان سو جین یک محقق ژنتیک و عاشق دی ان ای هست. او تصمیم میگیرد به رابطه خود با دوستش پایان دهد و به دنبال یافتن مردی برود که از نظر ژنتیکی با او سازگار است. او با یون وو، متخصص زنان و زایمان و کانگ هون آتشنشان آشنا می شود…
خلاصه داستان: چوی سونگ هیو یه معمار جوان با استعداد و بسیار جذاب است. او لحظاتی در زندگیش دارد که می خواهد آنها را از ذهنش پاک کند. این لحظات شامل “به سوک ریو” می شود. وقتی آنها 4 ساله بودند، مادرانشان با هم دوست شدند. این دو به خاطر مادرانشان زمان زیادی را مانند حمام کردن با هم در حمام زنانه سپری کردند. به سوک ریو که مدتیست از کار بیکار شده با چوی سونگ هیو ملاقات می کند…
خلاصه داستان: سارپ و مرت که در آکادمی پلیس با هم درس میخونن بدون اینکه بدونن با هم داداشن رقیب همدیگه میشن.سارپ به وسیله ی یوسف که مدیر بخش جرایم عمد و قاچاقه یک هفته مونده به فارغ التحصیلی از آکادمی پلسی اخراج میشه. درست در روز فارغ التحصیلی سارپ اسلحه شو به سمت یوسف میگیره و با این کارش قدم به یک زندگی جدید که تا حالا تجربه نکرده بود میذاره. در این دنیای جدید و تاریک بزرگترین دشمن سارپ،یکی از محبوب ترین افراد آکادمی یعنی مرت خواهد بود …
خلاصه داستان: وقتی لاله که حدودا بیست سالشه و داره ازدواج میکنه میفهمه که شوهر آینده اش داره بهش خیانت میکنه , هم از عشق و هم از ازدواج متنفر میشه…ولی مادرش با سماجت میخواد که دخترش دکتر اونور رو ملاقات کنه…وقتی که میفهمه کسی که پیشش رفته دکتر اونور نیست این قضایای پیچیده نتیجه های جالبی رو به همراه دارد .
خلاصه داستان: گونگ وو جین یک طراح مجرد ۳۰ سالس او بخاطر تجربه ای که ۱۳ سال پیش داشته دیگه مایل نیست با کسی دوست بشه. وو سو ری در ۱۷ سالگی تصادف میکنه و به کما میره و ۱۳ سال بعد یعنی در ۳۰ سالگی بهوش میاد و با وجود اینکه ۳۰ سالشه اما از لحاظ ذهنی هنوز در ۱۷ سالگی به سر میبره…