خلاصه داستان: کانگ شی او مدیری خوش چهره اما سرد و سختگیر است و به همین دلیل در محل کار به عنوان بد اخلاق ترین فرد شناخته می شود. چا جی یون در کارش بسیار توانمند است و همکارانش برای او احترام زیادی قائلاند. او در زندگی روزمره اش دچار رخوت و بی انگیزگی شده و رابطه عاشقانه ای هم ندارد، اما زندگی عادی او با حضور رئیسش، کانگ شی او، کم کم دستخوش تغییر میشود.
خلاصه داستان: داستان ستاره چوپان از جایی شروع میشود که زهره دختر زیبای که در نیغده به دنیا اومده و بزرگ شده نمیخواد با آدم ثروت مند شهر کاپادوکیه به اسم فیکرت کارا کایا ازدواج کنه. زهره یه خاطر قدرتی که فیکرت کارا کایا داره محکوم به ازدواج با اون میشه.
سعید استاد سنگ تراشی که آدم درست کاری هست در این بین با زهره که به کاپادوکیه آوردنش روبه رو میشه. و این رو به رو شدن به یه عشق بی پایان تبدیل میشه.عشق بین اونا به هر جایی و هر کسی بخوره اونو به خاکستر تبدیل میکنه. و در مقابل اونا یه قدرت بزرگ مثل فیکرت کارا کایا وجود داره و…
خلاصه داستان: نارین (Ozgu Namal) یک دختر موفق است که در یک محله فقیر با خانواده اش زندگی می کند. پدرش رجب (Turgut Tuncalp) یک کار ثابت ندارد و به الکل معتاد شده است. به همین دلیل، نارین توسط پدرش همیشه مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.
خلاصه داستان: کانگ ته جو یک جراح مغز و اعصاب و مدیر بیمارستان است. او با گو سه یون ازدواج کرده که رئیس هیئت مدیره همان بیمارستان است. یک روز کانگ ته جو به همسرش میگوید که میخواهد از او طلاق بگیرد، اما روز بعد گو سه یون ربوده میشود. در نتیجه، کانگ ته جو همزمان هم به عنوان یک فراری تحت تعقیب قرار میگیرد که به ربودن همسرش مظنون است، و هم کسی است که برای نجات او به دنبال یافتن و نجات همسرش میگردد.
خلاصه داستان: یک مشاور روان شناسی که بیش از حد احساسات دیگران را جذب میکند، با زنی روبهرو میشود که احساس همدلی را انکار میکند. در جریان یک اتفاق غیرمنتظره، این دو به هم نزدیک میشوند و کمکم یاد میگیرند احساساتشان را با هم به اشتراک بگذارند و روی زندگی و نگاهشان به دنیا تاثیر میگذارد.
خلاصه داستان: اوزلم برای اولین بار طعم دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن از سوی یک نفر را با خوشحالی تجربه میکند. در همین حال اوزگور در بیان احساساتش با مشکل جدی روبهرو است. او که بهتازگی عشق را کشف کرده، تلاش میکند موانع عاطفی درون خود را کنار بزند، اما همزمان خود را در آستانه یک تحول و تغییر مهم در زندگیاش میبیند.
خلاصه داستان: سلین ۲۱ ساله، ناگهان خود را در تابستان سال ۱۹۹۶ مییابد و به شکلی غیرمنتظره در قالب یکی از نزدیکترین دوستان مادر جوانش قرار میگیرد. این سفر عجیب به گذشته، فرصتی در اختیار او میگذارد تا نهتنها جوانی مادرش را از نزدیک ببیند، بلکه تصمیمها و انتخابهایی را درک کند که مسیر زندگی خانوادهاش را در زمان حال شکل دادهاند.
خلاصه داستان: داستان درباره دختری به نام گوکچه است که در یک شرکت تبلیغاتی کار میکند و هنوز عشق واقعی زندگیاش را پیدا نکرده. او تصمیم میگیرد برای اینکه توجه رئیس جذابش دمیر را جلب کند، وانمود کند که نامزد دارد!
اما این دروغ ساده کمکم تبدیل به یک ماجرای پیچیده و عاشقانه میشود و زندگیاش را کاملاً تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سریال درباره مردی است به اسمِ “اوزان” که طی یه تصادف رانندگی جسمش به خاک سپرده میشه اما بهش شانسی دوباره میدن؛ با شرط زندگی توی یک بدن دیگه .. این وسط باید دید که این آدم میتونه عشق زندگیش رو با ظاهری جدید از نو عاشق خودش کنه؟