خلاصه داستان: زهرا به عنوان دختر یک خانواده محافظه کار ترکیه در فرانکفورت به جهان می آید. داستان باورنکردنی زهرا ، از خانه خانواده فقیر و مشتاق در آلمان شروع می شود و با یک خانواده ثروتمند استان ادامه می یابد ...
خلاصه داستان: محمد و Nermin خیلی عاشق هم هستند . هر دو در حومه استانبول زندگی میکنند و برای اینکه از فقر دور باشن هر روز سخت کار میکنند . تنها هدف اونها ازدواج و داشتن یک خانه خوب است . در حالی که محمد به عنوان یک جوشکار در یک کارخانه کشتی سازی کار می کند . اما مهم نیست چقدر سخت آنها سعی می کنند، آنها فقط هرگز کسب پول کافی برای تحقق بخشیدن به رویای خود را. Ender، یکی از playboys استانبول Nermin و سقوط در عشق با او می بیند.Nermin، که قادر به تحقق بخشیدن به رویاهای خود، ناراحت می شود، مست می کند و بزرگترین اشتباه زندگی خود را… عندر که اوایل خیلی بی ضرر دیده میشه اما رفته رفته به زندگی نرمین خیلی بی رحمانه وارد می شود طوری که هیچ وقت نتواند خارج شود و زندگی او را تبدیل به جهنم می کند . نرمین که وارد زندگی پر زرق و برق ثروتمندها می شود در برابر این زندگی و ثروت بزرگی که به دست آورده عشق واقعی اش محمد را از دست میدهد. و برای محمد تنها یک چیز باقی می ماند و آن هم انتقام است و حالا عشقش را که به دلیل فقر از دست داده تنها راه انتقام از آن ثروتمند شدن است و انقدر که بتواند کاری کند تا خانواده بزرگ عندر جلوی او زانو بزنند.
خلاصه داستان: عطیه یک دختر متفاوت و آزاد است که کارش نقاشی است و در کارش بسیار موفق است. عطیه از بچگی همیشه یه نماد خاص تو ذهنش بود که نقاشی میکرد. یه روز وقتی باستان شناس ها در گوبکلی تپه یک دروازه کشف کردن و عکسش منتشر شد متوجه شد این همون نماده و برای کشف این که چه ارتباطی بین این آثار و چیزی که در ذهنش هست وجود داره راهی گوبکلی تپه میشه و ماجراهای مرموز زیادی براشون اتفاق میافته…
خلاصه داستان: زندگی کامل دکتر اسیل وقتی متوجه می شود که همسرش سیف با هم رابطه دارد، از هم می پاشد. تلاش بعدی او برای انتقام او را به مسیری تاریک می برد.
خلاصه داستان: بین من و دنیا روی تلاش یک دختر برای سرپا نگه داشتن رابطهاش با دوستپسرش که از او دور شده تمرکز میکند. این دختر که سعی دارد خلاء درونش را با عشق پر کند، به مرور زمان از عشقش دور میشود و این باعث میشود از طریق دنیای مجازی برای دوستپسرش یک بازی ترتیب دهد…
خلاصه داستان: این سریال داستان عشق پسر یتیمی به اسم ماراز عمر و دختر فقیری به اسم جیلان است. این دو که برنامه ازدواج دارن سعی میکنن کار کنند و پول بدست بیارن؛ عمر برای کار به کارس میره و جیلان برای نظافت خونه. در یکی از کارهای نظافتی جیلان مورد تجاوز تایلان، جوانی ثروتمند و لوس قرار میگیره و ماجرا از همین جا شروع میشه…
خلاصه داستان: در دهه 1990 ترکیه، گروهی از نوجوانان طرد شده با هم متحد می شوند تا معلم محبوبشان را عاشق کنند تا او دلیلی برای ماندن در شهر با آنها داشته باشد.
خلاصه داستان: سریال درباره مردی است به اسمِ “اوزان” که طی یه تصادف رانندگی جسمش به خاک سپرده میشه اما بهش شانسی دوباره میدن؛ با شرط زندگی توی یک بدن دیگه .. این وسط باید دید که این آدم میتونه عشق زندگیش رو با ظاهری جدید از نو عاشق خودش کنه؟
خلاصه داستان: بازیگر Binnur Kaya در سریال اتاق قرمز نقش روانپزشک رو ایفا میکنه و داستانهای واقعی راجع به روانپزشکی و اینکه چطور به صورت غیر منتظره ای خودشو درگیر زندگی بیمارانش میکنه رو نقل میکنه. دلیل تولید این سریال علاقه ی شدیدی است که بینندگان به صحنه های تراپی در عروس استانبول نشون دادند.